: بزرگمهر
نام جستن بی دلیری میسر نمی گردد ، و زمانه از بددلان بیزار است

25
تیر
1389

امتیاز : 111

محمود کیانوش  در سال 1313 در مشهد دیده به جهان گشود .وی فارغ التحصیل رشته زبان انگلیسی از دانشگته تهران است

کیانوش   یکی از شاعران معاصر است که اشعاری ساده و بی پیرایه می سراید . اشعار او در وصف انسان و طبیعت است و رابطه آنها بیشتر جنبه تعقل و منطق دارد تا احساس و عاطفه در واقع میتوان گفت شعر کیانوش   بازتاب اندیشه ها و تاملات او درباره انسان و طبیعت ایت

شعرهایی که او در آنها به پیوند و ارتباط ذاتی انسان و طبیعت می پردازد ، از زیبایی ویژه ای بر خوردارند کیانوش شاعری است که ذهنش سرشار از مسائل مردم است اشعار او برای کودکان ئ نئجئانان شهرت زیادی دارند . در مجموع کیانوش شاعری است که با بیانی ساده و روشن و توصیف زیبای طبیعت و ارتباط انسان با آن اشعار موثر و دلنشینی را آفریده است .

آثار

شمار آثار کیانوش از ۸۰ فزونتر است.

شعر

  1. شکوفه حیرت (مجموعه شعر)
  2. ساده و غمناک (مجموعه شعر)
  3. ماه و ماهی در چشمه باد (مجموعه شعر)
  4. قصیده‌ای برای همه (یک شعر بلند)
  5. آبهای خسته (مجموعه شعر)
  6. خرخاکیها، یونجه‌ها و کلاغها (مجموعه شعر)
  7. ناگهان انسان و زمینش (یک شعر بلند)
  8. از پرنده‌ها و انسان (مجموعه شعر، به انگلیسی)

داستان

  1. در آنجا هیچ کس نبود (مجموعه داستان کوتاه)
  2. مرد گرفتار (یک داستان بلند)
  3. غصه‌ای و قصه‌ای (هفت داستان پیوسته)
  4. و بلا آمد و شفا آمد (مجموعه داستان کوتاه)
  5. حرف و سکوت (رمان)
  6. برف و خون (رمان)
  7. غواص و ماهی (رمان)
  8. در آفاق نفس (رمان فلسفی)
  9. در طاس لغزنده (مجموعه داستان‌های کوتاه)

نقد ادبی

  1. بررسی شعر و نثر فارسی معاصر (مجموعه مقالات)
  2. شعر فارسی در غربت
  3. زن و عشق در دنیای صادق هدایت و نقدی تحلیلی و تطبیقی بر بوف کور
  4. نظم، فضیلت و زیبایی (تاملاتی در فلسفه هنر و ادبیات)

ترجمه‌ها

  1. به خدای ناشناخته - جان اشتان بک
  2. زنی که گریخت - دی. اچ. لارنس
  3. مالون می‌میرد - ساموئل بکت
  4. سیر روز در شب - یوجین اونیل
  5. جلاد - پرلاگر کوئیست

 

 

مادرم ،خسته اي ، بيا بنشين

اين همه كار كرده اي، بس نيست؟

غير از تو ،بگو در اين خانه

اي عزيز همه ، مگر كس نيست؟

صبح پيش از تمام ما بيدار

مي شوي ، كار مي كني تا شب

با دو خورشيد مهربان در چشم

با بهار تبسمي لبخند

آخر شب كه ما همه خوابيم

باز هم،مادرم ،تو بيداري

ذره اي خستگي نمي فهمي

تو مگر آفريده ي كاري؟

گاه در طول روز ،در خانه

كاري از ما بخواه ،مادر جان

دل من سوخت بس كه مظلومي

آه داري گناه،مادر جان

مادرم،من كه دخترت هستم

بايد امروز همدمت باشم

شاد باشم،اگر تو هم شادي

هم كه غمناك از غمت باشم

من اگر كار خانه را كم كم

از تو در كودكي نگيرم ياد

مي شوم پاك تنبل و بي عار

مي رود زندگامي ام بر باد

فكر خود نيستي ، چه بايد كرد!

فكر من باش،مادرم،آخر

مثل تو مادري شوم فردا

من كه امروز دخترم،مادر!

 

 

نگارش : مردی از دیار پارس

منبع : مردان پارس - بزرگان سرزمین پارس

بازدید : 19590 دفعه

مستندات : صد شاعر اثر خسرو شافعی & ویکی پدیا

استفاده از مقاله فوق تنها با ذکر منبع به نام مردان پارس و درج آدرس صفحه به صورت کامل بلا مانع است

دیدگاه خوانندگان :

محمدی | پنجشنبه 7 مهرماه 1390 11:52 صبح

یشتر تنوع مطالب بدید.ساده است

ساناز | یکشنبه 10 مهرماه 1390 10:41 صبح

مرسی. خیلی بهم کمک کرد. دمتون گرم.

علی | چهارشنبه 27 مهرماه 1390 5:20 بعدازظهر

خوبه ولی یکم بد

رویا | یکشنبه 22 آبانماه 1390 11:57 بعدازظهر

خیلی خوب بودmer30

بیان دیدگاه شما در مورد این مطلب

مرغ

رماتیسم

کورش

اس ام اس روز پدر

جویم

خدا

ایران

استان یزد

سعدی

سهراب

شاهنامه

شهریار

تابلو نقاشی

جشن