افزایش امتیاز این مطلب
کاهش امتیاز این مطلب
امتیاز : 139

ابوالقاسم حالت فرزند کربلایی محمد تقی از شاعران معاصر ایران است که در سال 1292 در تهران متولد شد . پس از پایان تحصیلات ابتدائی و متوسطه در شرکت ملی نفت ایران مشغول کار شد .

از پانرده سالگی به سرودن انواع شعر پرداخت و به همین جهت اشعار او در کلیه روزنامه ها و مجله های معاصر درج است .

ابوالقاسم حالت طبعی وقاد و تسلطی اعجاب انگیز در سرودن انواع شعر داشت . در انواع شعر طبع آزمایی نمود و خوب از عهده بر آمده است

ذوقش بیشتر به فکاهی سرائی تمایل داشت و اشعار فکاهی خود را در روزنامه های سردبیری آنها را بر عهده داشت و حاجی بابا چاپ کرده است

نام های مستعاری که او با انها اشعار خود را چاپ میکرد خروس لاری ، هدهد میرزا ، شوخ و ابولعینک است. حالت به زبانهای انگلیسی و فرانسه و عربی آشنایی داشت و کتابهایی از هر سه زبان به فارسی ترجمه کرده است که مهمترین آنها ترجمه قسمتی از تاریخ ابن اثیر از عربی به فارسی میباشد که از طرف شرکت سهامی چاپ و انتشار کتب ایران در تهران چاپ شد

اخرین پست اداری وی مسئول روابط عمومی و انتشارات و تبلیغات شرکت ملی نفت بود .و در سال 1352 بازنشسته شد. در سالهای اخیر در انجمن های ادبی تهران شرکت میجست و سرانجام در سال 1371 در تران دیده از جهان فرو بست

آثار :

دیوان اشعار

دیوان خروس لاری - شامل اشعار طنز

دیوان ابوالعینک  - شامل اشعار طنز

دیوان شوخ - شامل اشعار طنز

تذکره شاهان شاعر

گلزار خنده

پرواز شبنم

بحر طویل های هدهد

فروغ بینش یا سخنان حضرت محمد با ترجمه فارسی و انگلیسی و رباعیات فارسی

کلمات قصار حضرت علی - مختصر شکوفه های خرد

راه رستگاری یا سخنان حسین بن علی با ترجمه فارسی و انگلیسی و رباعیات فارسی

ترجمه‌ها

تاریخ فتوحات مغول  - جی. جی. ساندرز

تاریخ تجارت  - اریک ن. سیمونز

ناپلئون در تبعید  - خاطرات ژنرال برتران

زندگی من  - مارک تواین

زندگی بر روی می سی سی پی  - مارک تواین

پیشروان موشک سازی  - بریل ویلیامز / ساموئل اشتاین

بهار زندگی  - کلارمیس هاستی کارول

جادوگر شهر زمرد  - فرانک باوم

بازگشت به شهر زمرد  - فرانک باوم

پسر ایرانی،سرگذشت واقعی داریوش سوم و اسکندر  - ماری رنولت

شبح در کوچه میکلانژ

شکوفه‌های خرد

مجموعه تاریخ کامل ابن اثیر  - ۲۳جلد

 

ای مادر عزيز که جانم فدای تو                       قربان مهربانی و لطف و صفای تو

هرگز نشد محبت ياران و دوستان                   همپايه محبت و مهر و وفای تو

مهرت برون نمی رود ز سينه ام که هست         اين سينه خانه تو و اين دل سرای تو

آن گوهر يگانه دريای خلقتی                         کاندر جهان کسی نشناسد بهای تو

مدح تو واجب است ولی کیست آن کسی           کاید برون ز عهد مدح و ثنای تو

هر بهره ای که برده ام از حسن تریت             باشد ز فیض کوشش بی منتهای تو

ای مادر عزیز که جان داده ای مرا                سهل است اگر که جان دهم اکنون برای تو

گر جان خویش هم زبرایت فدا کنم                 کاری بزرگ نیست سزای تو

تنها همان توئی که چو برخیزی از میان          هرگز کسی دگر ننشیند به جای تو

گر بود اختیار جهانی به دست من                 میریختم تمام جهان را به پای تو

 

گفتم ندهم دل ، رخ زیبای تو نگذاشت          گفتم نکنم ناله ، جفا های تو نگذاشت

گفتم نکشم حسرت آن پیکر زیبا                خود جاذبه پیکر زیبای تو نگذاشت

گفتم بهوای تو چو پروانه نسوزم              ای شمع رخ انجمن آرای تو نگذاشت

اینسان که بناگاه نگاهت خجلم کرد            چشمی به من از بهر تماشای تو نگذاشت

یک عمر بلا روزی من بود که یکروز       بی درد و بلایم قد و بالای تو نگذاشت

ایزد که ترا داد رخی همچو رخ ماه           گوئی اثر مهر بسیمای تو نگذاشت

یک اهل دل ایشوخ ندیدم که ترا دید          وز سر نگذشت آخر و در پای تو نگذاشت

کن مرحمتی زآن لب جانبخش که حسرت    جان در تن این عاشق شیدای تو نگذشت

                           حالت پی دل رفتی و دیدی که در آخر

                           جز ننگ ز بهرت دل رسوای تو نگذاشت

 

خطیب گفت : فلان را خدابیامرزد                به خنده گفتمش آخرچرابیامرزد؟

اگرحساب وکتابی به روز محشر هست         خدابرای چه آن مرد رابیامرزد؟

برای انکه به دوران زندگانی خویش           شده است مرتکب ظلم هابیامرزد؟

برای آنکه از آن مرد تا دم مرگش              دیده هیچ کسی جزخطا بیامرزد؟

برای آنکه دل سنگ وطبع سفله او             نبوده هیچ به رحم آشنا بیامرزد؟

برای آنکه زراه حرام گرد آورد                 دلاروپوند وفرانک  و طلا بیامرزد؟

برای آنکه بسی گنج بهرخویش اندوخت      زدسترنج شب وروز ما بیامرزد؟

برای آنکه زبهرسه چار وارث خویش        نها د  ارث  کلانی بجا  بیامرزد؟

برای آنکه گرفتند مجلس ترحیم                به نام او پی ریب وریا بیامرزد؟

برای آنکه تودرباره اش درین مجلس        کنی زروی تکلف دعا بیامرزد؟

خداجواب حسین شهیدراچه دهد؟             اگربه حرف توهرشمر،رابیامرزد ؟   

 

نگارش : مردی از دیار پارس

منتشر شده 14 خرداد 89 با 13806 بازدید

منبع : مردان پارس -بزرگان سرزمین پارس

مستندات : شاعران بزرگ معاصر از دهخدا تا شاملو اثر عبد الرفیع حقیقت

استفاده از مقاله فوق تنها با ذکر منبع به نام مردان پارس و درج آدرس صفحه به صورت کامل بلا مانع است

دیدگاه خوانندگان :

یوسف کرمی | یکشنبه 19 آبانماه 1392 8:12 بعدازظهر

اینکارها باعث عرق ملی بیشتر ما میگردد با تشکر


بیان دیدگاه شما در مورد این مطلب
لطفا نظرات خود را به صورت فینگلیش ( استفاده از حروف انگلیسی بجای فارسی ) ارسال ننمایید . نظرات فینگلیش منتشر نخواهد شد. با تشکر


تفالی بر دیوان حافظ

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی.

برای شادی روح حافظ، صلوات یا فاتحه ای نثار نماییم نمایش فال !

بخش های سایت

آخرین مطالب منتشر شده

آخرین نظرات

تصویری از گالری

موسیقی ایران

تقویم

جستجوس سریع




کاربران جاری: 85 نفر

Ip شما : 54.224.202.109

 بازدید های امروز: 4907

 تعداد مطالب : 5321 مطالب

تاسیس : 88/11/02

به روز رسانی 93/1/20